بعد يه هفته سنگين، يه هفته كه هر دفعه اومدم معادلات بخونم يه عاملي مزاحم بود. انگار قرار نبود من معادلات بخونم انگار قرار نبود به عهدم وفا كنم(قرار بود اين ترم بچه درسخوني بشم)...هفته اي كه براي اولين  بار از كلاس اخراج شدم...اونم از سوي استاد حل تمرين ... اشتباه از من بود ، فكر مي كردم هر كسي، هر كسي حداقل يه ذره شعور داره اما اون بچه تر از اين حرفها.. هر كسي استحقاق احترام ندارد! ..آخرشم امتحان معادلات افتضاح به بار آورد..آوردم!

كنترل پروژه هم تك،تك ديگه بايد كنار اومد!اومدم!
چهارشنبه شكاك! وقتي آدم نمي دونه باشه يا نباشه؟لطفا بفهمونين!
پنج شنبه شكاك!وقتي آدم منظور كسي رو نمي فهمه!
پنج شنبه شب! همبازي دردسر ساز مي شود!