اين ترم به اين دليل كه علافي كافي در دانشگاه ندارم ، مقداري بيشتر free time هستم اما اين وقت آزاد بيشتر صرف امور بي ارزش ميشه،به لطف يكي از دوستان كمي بيشتر ازقسمتي هم آدم كتابخوني شدم و هم ادم فيلم نگاه كن.(چي شد تا اينجا)
اول اينكه :يك قطعه از "دوقطعه عكس 4*6" از ابراهيم رها رو خوندم.با اينكه كمي زياد واسه خوندن ادامه بينوايان دير بود اما خوندنش مي كشوندم كه تا آخرش بخونم.!
دوم اينكه: چند تا فيلم گذاشتم كه ببينم ديروز" فرياد مورچه ها" از مخملباف ديدم كه خيلي مزخرف به نظرم اومد. اما از يه تيكه هايش خوشم اومد خصوصا اونجا كه مي گفتند هيچ بچه اي زاده عشق نيست. اينكه درسته يا غلط كاري ندارم ولي بحث جالبي بود به نظرم.
سوم اينكه: پروژه اي درسي داريم Open GL نامي كه اصلا معلوم نيست بايد چيكار كنيم انشالله كه اين پروژه هم مثل پروژه هاي قبلي در دقيقه 89 استارت مي خورد و در وقت هاي اضافي به نحو احسنت به پايان ميرسد...چه خيالي ، چه خيالي!
چهارم اينكه : دقيقا مثل ترم هاي قبل كه هميشه يه سري مشكلات ومسائل در آستانه امتحانات ميان ترم بوجود مياد اين ترم هم گويا مستثني نيست و بو هاي سنگين آن به گوش مي رسد.