
شام غریبون ...یه دل گریون... یه مرد نگرون... یه ادم بی عقل.... یه ادم عجول....یه انتخاب واحد بد...شاید هم خوب اما سنگین.....شهر بی قانون...پارک وسط خیابون...ایستگاه وسط خیابون....یه دل غمگین... یه مسافر... یه رفتنی...عاشورا...یه عزاداری ..یه ارایش کرده یکی نه چند تا...واسه چی؟.....شمعمون پروانش کو....افسوس حسرت....خیال می کنم چیزی نشده....یه تنها ..یه مرد غمگین....چند تا منتظر... یه راهی ...یه گم شده...چند تا شمع... پروانش؟... یه ادم بی شعور... بی فرهنگ....یه ادم قد دراز.... شتر ازاری....جرثقیل.. کامیون.... این همش نبود....اون قد زیاده که دیاده نمیاد......
می رم وگم می شم اخر!....
خیلی شلوغ بود....... همه بودند... اما یکی بود که اصلا دیده نمی شد......با سرعت قبل از اینکه زیر پا له بشن جمعشون می کرد..فقط ثانیه ای بعد ار افتادنشون........ای کاش فقط اورا می دیدند....این چه وضعشه....مردمی که نمی دانند!!
بگذریم!
این دکتر هم که واسه ما دعا نویس شده من که سر در نیاوردم چی بود....اگه کسی فهمیده به ما هم بگه.....جدیدشه...ورژن2007..الکترونیکیه؟.......نه بابا فهمیدم جلوی ایینه گذاشته!!!!![]()

عاشورایی می شوم.......
السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ
وَ عَلَى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ