مي دانم كه اتفاقي است كه افتاده ، مي دانم كه نبايد غصه بخورم اين بار خيلي فرق مي كند، امشب من بيشتر ترسيدم! مي دانم كه فقط بايد از خدا بخواهم اما او شايد مصلحت را در چيز ديگر بداند، اينكه وحشتتناك ترين صحنه زندگيم رو ديروز ديدم! از اين كه نار احت نباشم در عذابم ولي چه سود...!
+ نوشته شده در
2008/5/17ساعت 22:35  توسط علی
|
بالاخره بعد از مدت ها يه پايه ورزش پيدا شد،امشب رفتيم يه كم دويديم بعدش هم واليبال اوسكولي حال داد، قرار شده يه شب در ميون بريم يوووهاااا!
پ.ن: بعد از يه هفته استفاده از apple safari ديگه با هيچي ديگه حال نمي كنم نه فاير فاكس ،نه اوپرا ..هيچي فقط همين!
+ نوشته شده در
2008/5/15ساعت 22:59  توسط علی
|
+ نوشته شده در
2008/5/14ساعت 22:28  توسط علی
|
هميشه وقتي مي خوام يه كاري كنم ميگم بزار اين روزها بگذره سرم خلوت بشه،مثلا امتحانات تموم شه اين كار و ميكنم اون كار و ميكنم.حالا يقينا به اين نتيجه رسيدم كه هيچوقت اجازه ندم سرم خلوت بشه . اينجوري بهتره!
چند روزه حس نوشتن نيست اومدم همينجوري يه چيز بنويسم،چيكار كنم برنج كيلويي 4500 شده ديگه!؟ ..از اينور ميگن ربطي نداره..
مثه اينكه اينا دست بردار نيستن هر روز دست مي زارن رو چيزي، يه روز آهن يه روز سيمان،گوجه...امروز هم برنج!
ولي ربط داشت ها.
+ نوشته شده در
2008/5/12ساعت 22:51  توسط علی
|
امروز تمام به اين فك ميكنم كه چرا من مجبور به تحمل اين همه حرص هستم!
پ.ن :حرصم ندهيد لطفا تو رو خدا!
+ نوشته شده در
2008/5/10ساعت 22:26  توسط علی
|
اين روزها حالي ميكنم با اين apple safari هم قشنگه هم سرعتش بالاست و هم امكاناتش بيشتر از بقيه مرور گر هاست .سرعتش 10برابر internet explorer و 1.6 بيشتر از فاير فاكس هست پيشنهاد ميكنم حتما دانلود كنيد.
+ نوشته شده در
2008/5/9ساعت 13:32  توسط علی
|
وقتی اون دختر افاده ای به اون پسره پا نده پسره مجبور میشه بره دنبال همون دختر خیابونی! برعکسش هم هویجور...
+ نوشته شده در
2008/5/8ساعت 14:20  توسط علی
|
هرچي فك ميكني ببيني كجاي كار اشكال داره پيدا نميشه بخواي درست كني هم نميشه ..نمي دونم چرا اين روزها ادم هاي دور و بر من اينجوري شدن يكي دو تا هم نيستند كلا يه جوري شدن..تقريبا مطمئن هم شدم كه اشكال از من نيست !!
به هر حال اينا باعث شده از جواب دادن به هر احمقي دريغ نكنم.
این روزها تمام سعی من این بود تا چند تا از دور و بری هام رو یه جوری متوجه اشتباه شون کنم. خوبه که آدم عوض بشه ولی خوب نیست که عوضت کنن! فک کنم دیر اقدام کردن هم بی تاثیریش رو نشون میده ، از یه حدی که بگذره دیگه فایده نداره !
اينكه هيچ چيز دائمي هم وجود نداره و خيلي چيز ها خيلي زود تر از اوني كه فكرشو كني رنگ مي بازند ...همون حكايت نو كه اومد به بازار ... به طور عيني مشهود است.
اينكه دلخوش كني به چيز هايي كه دو روز بيشتر عمر نمي كنند يا چيزي به انقضاي انها باقي نمانده هم حكايت تلخي ست اما شخصا معتقدم كه همان ها را هم مي شود حفظ كرد كه من سعي بسيار كرد اما نتوانست چون يك سمت كار سست بود.
اينكه در اين لحظه .همين لحظه دوست ندارم مثل كسي ديگر باشم ..اين يعني اينكه هيچ الگويي ندارم و اين يعني اينكه دور و برم را يه مشت انسانهاي بي ارزش گرفته اند به شهود نمايان است.
عده اي نيز كه چشم اميد كمابيش به آنها بود با خاله زنك بازي هاي شبانه و گاه روزانه خود افسرده خاطرم ساختند و هرچه كه خواستند بسيار گفتند .. كه اينجا مجال باز كردن صحبت امكان پذير نمي باشد چه بسا شايد چشمشان به اين نوشته ها خوانده شود چشم بصيرت باز شود اما بايد دانست كه اگر هم بخواهند ما به رك خواهيم گفت اما به قول شاعر كو گوش شنوا..؟
ما سعي بسيار كرديم تا حق را ادا كنيم اما نتيجه نداد و ما افسرده گرديديم.و همچنان دراين انتظار به سر مي بريم كه اين روزها نيز پايان يابد.
+ نوشته شده در
2008/5/7ساعت 23:9  توسط علی
|
فک میکردم دارم از حقیقت فاصله می گیریم، ولی اشتباهی شده یکی دیگه داره این کار و می کنه!
+ نوشته شده در
2008/5/7ساعت 20:13  توسط علی
|
روز به روز علاقم به صنايع دستي داره بيشتر ميشه! اين علاقه به ديگران هم سرايت كرده، ديروز يكي از بچه ها رو برده بودم ببيندتشون، كلي خريد كرد...
-در حال حاضر همچون موجودي زحمت كش ( نخواستم بي ادبانه بگم) مشغول فعاليت به صورت شبانه روزي مي باشم و تمايل بسيار دارم از تمامي دلبستگي هاي از هم گسيخته ام دل بكنم. گويا اين امر به صلاح ما تشخيص داده شده است.
چند وقتي بود كه احساس مي كردم آرزويي ندارم تا اينكه ديروز به موضوعي فك مي كردم كه بعدا مشخص شد مي تواند آرزوي من باشد. چند ثانيه بعد مشخص شد كه نه تنها اين موضوع محال است بلكه بسيار هم محال است. دوباره مي رويم به سر خط.
ما همان بهتر كه محال باشد. گويا اين نيز به صلاح است. همه چيز به صلاح است. نمي پرسم چرا!
+ نوشته شده در
2008/5/2ساعت 0:3  توسط علی
|
آدم موفق اونيه كه تو كارش موفق باشه، هر كسي كه راه پول در آوردن رو خوب بلد باشه تو كارش موفقه!
گاريچي كه هميشه رو گاريش ميوه ميفروشه ، يا همون عمو سبزي فروش باشه يا اصلا اون واكسيه كه واسه خودش محل مخصوصي داره و همه كفشاشونو مي دن اون بواكسه!
درامدشون اونقدي هست كه دستشون به دهنشون برسه اما چون كوچيكن مشكلاتشونم كوچيكه ،مشكله بزرگ هم كم ندارن ولي پيچيده نيست، دلشون خوشه! حرص پول رو هم نمي خورن!
هركه بامش كمتر برفش كمتر!
+ نوشته شده در
2008/4/29ساعت 14:46  توسط علی
|
+ نوشته شده در
2008/4/28ساعت 22:14  توسط علی
|
اونقدر اين مملكت خرتوخر و مزخرف هست كه داريم عادت ميكنيم به اين منگل بازي اين مسئولين گرانقدر !(احتمالا آخرين پستم قبل از فيلتر شدنه)ولي اشكال نداره .
-بزار وبلاگم فيلتر شه!
-بزار اسم خليج فارس عوض شه!
-بزار فوتبال و...ما به المپيك و جام جهاني نره!
-بزار مشعل المپيك از ايران رد نشه!
-بزار پورت خالي(واسه ADSL) پيدا نشه!
-بزار حسينيه منفجر شه!
-بزار اتوبوس ها چپ كنن!
-بزار زبان فارسي نابود شه!
آره مگه چه اشكالي داره اينجا كه نوار غزه نيست، عراق و افغانستان هم نيست! اينجا ايران است!!
+ نوشته شده در
2008/4/25ساعت 23:38  توسط علی
|
چيز هاي زيادي وجود داره كه حالم ازشون بهم مي خوره علي الحساب چش ديدن اين ها رو ندارم:
1-علي دائي 2- علي كفاشيان 3- رضا رشيد پور
4-بايرن مونيخ 5-گروه جغرافياي آزاد 6-علي آبادي
7-پنجراه مشهد 8-اسي 9 -حسن شماعي زاده
10-استاد اقتصاد 11-دكتر احمدي 12-حاج محمود...!
13-فيلم هندي 14-دفتر فرهنگ دانشگاه 15-فرياد مورچه ها
16-بادمجان سياه 17-امپراطور دريا 18-ايرانسل
19-اكبر آقا...! 20-كميته امداد 21-بيمارستان شهيد هاشمي نژاد
22-خط57(گلشهر) 23-اوليور كان 24-محمد نصرتي
25-بت قهرمان 26-جودي ابوت(همشو نگاه كردم) 27-روزنامه جمهوري اسلامي
28-زبان عربي 29 -سمند خودروي ايراني 30- موتور سيكلت سوار
و31-مشترك گرامي دسترسي به اين سايت امكان پذير نمي باشد!
تو هم بگو..
+ نوشته شده در
2008/4/24ساعت 21:26  توسط علی
|
از اعماق ستونهاي يك روزنامه:
" باغبان در گوش رودخانه نجوا مي كند: سري هم به كوير ما بزن "
پ.ن:سرمازدگي،خشكسالي،بد بختي...گوشمان پر است ! دوباره..
+ نوشته شده در
2008/4/24ساعت 19:50  توسط علی
|
-شده حكايت اوني كه خودكارش تموم ميشه ترك تحصيل ميكنه.
مثل اينكه قرار نيست دست ما به اين كتاب برسه! مدار هاي الكتريكي، ،الكترونيكي/دكتر جبه دار مارالاني
ما هم از فكر ديجيتال خوندن و امتحان دادن اينا خارج مي شويم!
- به اين نتيجه رسيدم كه بايد واحد هاي بيشتري بر مي داشتم.الان كه مثلا وقت زياد دارم چيكار مي كنم؟ البته 19 واحد هم كم نيست..دو نقطه دي!
حالا زوده كه قضاوت كنم اما خوشبختانه در اين ترم هنوز به اين نتيجه نرسيدم كه درسي رو حذف كنم حتي اگه تا حالا حذف نكرده باشم..ولي قبلنا از اين احساسها زياد داشتم.
-شدم عين اين بيكارهاي معتاد و نه معتادهاي بيكار! فرق ميكنه!
+ نوشته شده در
2008/4/23ساعت 22:4  توسط علی
|
ندارند ديگر احساسي دستهايش
گويي فصل ها نيز رنگ خود را باخته اند!
ديگر اميدي به ظهور احساس نمي كند،
و ديگر او هيچ آرزويي ندارد!
آيا مي شود؟
+ نوشته شده در
2008/4/22ساعت 18:43  توسط علی
|