جديدا تا چشم بهش مي افته حالم ازش بهم مي خوره، احساس مي كنم به جز اينكه برام درد سر درست ميكنه كار مفيد ديگه اي نميكنه ، شب عيدي هم كه رو سفيدمون كرد!شايد بفروشمش هم خط و هم گوشي!
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:53 توسط علی
|
هميشه در حين وبگردي به وبلاگهايي برخورد مي كنم كه در پست آخرشون نوشتند: "شايد ديگه ادامه ندم" يا "ديگه وبلاگ نويسي رو مي ذارم كنار".
از اين حيث آدم ها به دو دسته تقسيم ميشن: وبلاگ نويس ها و وبلاگ ننويس ها. كه اونايي كه گفتم در دسته دوم قرار دارند . اما وبلاگ نويس ها هميشه مي نويسند. و هيچ وقت دست از نوشتن بر نمي دارند و درستش هم همينه!
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 13:9 توسط علی
|
اين ترم به اين دليل كه علافي كافي در دانشگاه ندارم ، مقداري بيشتر free time هستم اما اين وقت آزاد بيشتر صرف امور بي ارزش ميشه،به لطف يكي از دوستان كمي بيشتر ازقسمتي هم آدم كتابخوني شدم و هم ادم فيلم نگاه كن.(چي شد تا اينجا)
اول اينكه :يك قطعه از "دوقطعه عكس 4*6" از ابراهيم رها رو خوندم.با اينكه كمي زياد واسه خوندن ادامه بينوايان دير بود اما خوندنش مي كشوندم كه تا آخرش بخونم.!
دوم اينكه: چند تا فيلم گذاشتم كه ببينم ديروز" فرياد مورچه ها" از مخملباف ديدم كه خيلي مزخرف به نظرم اومد. اما از يه تيكه هايش خوشم اومد خصوصا اونجا كه مي گفتند هيچ بچه اي زاده عشق نيست. اينكه درسته يا غلط كاري ندارم ولي بحث جالبي بود به نظرم.
سوم اينكه: پروژه اي درسي داريم Open GL نامي كه اصلا معلوم نيست بايد چيكار كنيم انشالله كه اين پروژه هم مثل پروژه هاي قبلي در دقيقه 89 استارت مي خورد و در وقت هاي اضافي به نحو احسنت به پايان ميرسد...چه خيالي ، چه خيالي!
چهارم اينكه : دقيقا مثل ترم هاي قبل كه هميشه يه سري مشكلات ومسائل در آستانه امتحانات ميان ترم بوجود مياد اين ترم هم گويا مستثني نيست و بو هاي سنگين آن به گوش مي رسد.
+
نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 12:30 توسط علی
|
به دليل كمبودن امكانات بلاگفا امشب از پستيدن معذوريم!
چند وقته به سرم افتاده برم دومين بخرم و اينقد در بند سرويس بلاگفا نباشم يا اينكه حداقل برم به سرويس هاي بهتر مثل بلاگر يا ورد پرس!
امشب مي خواستم در مورد برترين وبلاگ هاي فارسي بنويسم ولي مثل اينكه امكانات نداريم.فقط نكته جالب اينكه لينك يكي از اين برترين وبلاگها در فهرست دوستان من موجود مي باشد.(پا برهنه برخط)
دوتاي ديگه هم امروز اضافه كردم.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:2 توسط علی
|
چند وقت پيش وقتي رضا زاده رو توي آگهي تبليغاتي يكي از شبكه هاي خارجي ديدم، تعجب كردم و گفتم شايد ترفند كامپيوتري باشه، اما مشخص شد كه واقعيه، اما به قول حسين آقا مگه چه مشكلي داره! اينجا كه به ورزشكاراي ما پول نميدن تازه مگه چيه؟ خيلي از ورزشكاراي بزرگ دنيا تبليغات از روشهاي كسب در آمدشونه!
بده يه ورزشكار در اخرين روزهاي ورزشش به فكر آيندش باشه؟!

+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 19:58 توسط علی
|
روزنامه خراسان(دوشنبه 87/1/19):جشن ملي فناوري هسته اي سه شنبه با حضور رئيس جمهور برگزار مي شود.
شايد دارن حق ما رو مي خورن! اي كاش يه خورده هم به فناوري اطلاعات مي دادند، بودجه فناوري اطلاعات امسال 57/5 درصد كاهش پيدا كرده ، اين يعني زندگي در عصر اطلاعات و ارتباطات،يعني دولت الكترونيك، يعني شهر الكترونيك و...
هميشه عادت داريم مسير رو چپكي بريم!
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:22 توسط علی
|
دو ماه از آغاز ترم جديد گذشته و من هنوز منتظرم تا حس درس خواندن بوجود بيايد...
يه نفر مرا بهلد (هل دهد) لطفا!
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 19:13 توسط علی
|
- پرونده مختومه اعلام شد، به چه قيمتي مهم نيست، اينكه تو بايگاني بمونه يا نمونه هم مهم نيست.
- نياز به جهش احساس مي شود!
- بعد از 25 روز ديدين كامپيوترم خيلي خوشحالم كرد، مطمئنم درك نمي كنين!
- بي خوابي در شب اول!
- اينكه لحضه تحويل سال كجا بودم و چيكار مي كردم هم نمي توني تصور كني!
- ايجاد دلتنگي هم دو طرفه و هم دو جانبه و هم از دو سو .
- مي دونستم دوسم دارن ولي نه اين اندازه.
- و از فردا دانشگاه ، حالا ديگه يه بچه درس خون مثبت از همه چي بهتره!
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 21:29 توسط علی
|