تبليغاتX
چشم شیدا

با اينكه يك سال بود همديگه رو نديده بوديم ولي تا رفتم تو شناخت،قيافش خيلي شكسته شده بود انگار بيشتر از چند سال پيرتر شده بود.تا نشونش دادم گفت ديگه كار قبول نميكنيم اما چون شما از دوستان هستين باشه! خيلي كارش درست بود ،هميشه هم سرش شلوغ بود...ميگفت مي خواد به خاطر پسرش تغيير شغل بده، پسرش ليسانس داشت ، اما بيكار! مي خواستن با هم يه كار جديد شروع كنند ، اونم اين آدمي كه واقعا كارش درست بود و نونش تو روغن !
من كه واقعا متاسف شدم!!

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 20:20 توسط علی |


حل نصف مجهولات ذهني ! ايجاد سوالات جديد ! عذاب وجدان ! ترس از ادامه راه ! ترديد ! واگذار كردن همه چيز به خدا ! و من هنوز بزرگ نشده ام !

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 14:38 توسط علی |


Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 22:16 توسط علی |


خيلي وقت پيش وقتي اكس هم اومده بود همينجوري بود ، قرص هايي قشنگ با بسته بندي هاي شيك و خوشرنگ... جوون هاي بد بخت از همه جا بيخبر هم كه خيلي ها شون بدبخت شدند.اكس قرصي بود( و هست ) كه از مواد مخدر ديگه خيلي خطرناك تر بود .
اما حالا يه چيز ديگه اومده كه زياد خطرناك نيست اما اگه مصرف كني به مواد مخدر قوي تر معتاد مي شي، حالا هركي مي خواد از نردبان شكست بالا بره ،راه بازه و نردبون دراز!! پان پراگ كه چند وقتيه تو بسته هاي آدامس و خوش بو كننده بسته بندي و وارد ميشه جديدا در استان سيستان بلوچستان و بعضي استان هاي جنوبي خيلي ها رو داره بد بخت مي كنه!
من نمي دونم با اين همه معتادي كه تو كشور ما هست اينا باز از جون ما چي مي خوان!خلاصه از ما گفتن بود!


+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 11:2 توسط علی |


امروز تو آرشيو 2-3 سال پيش داشتم ميگشتم دوباره باز اينو ديدم، ولي دنياي ما هنوز همينجوريه!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:55 توسط علی |


هر روز ميبرمش حرم، خدا عوضش بده به بهونه اونم كه شده هر روز 1 صفحه قرآني، دعايي، چيزي مي خونم.واسه اونم مي خونم..خوب كه فكر كردم ديديم امسال تقريبا هرچي حرم رفتم واسه بردن كسي بوده!
الان اونا باني خير شدن يا من؟!

- ديروز يه جا وايساده بوديم محو يه چيزي!! يهو ديدم يكي داره كفشاي نو مو واكس ميزنه ،بهش گفتم نزنه ملتم وا ميستن سوء استفاده ميكنن، تا وقتي كفشام كهنه بود كسي واكس نمي زدش!
امروز همون واكسي ها داشتن با هم دعوا ميكردن!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 19:13 توسط علی |


ما هم دوست داريم جزء آدم ها باشيم، ما هم دوس داريم باشيم و وجود داشته باشيم!
بله،پيش مياد كه چوب بيشعوري استاد را هم بخوري ، پيش مياد كه بخاطر اون چوب استاد هاي ديگه رو هم بخوري! حرف بزني ميگن خفه شو ،اما اگه كس ديگه اي بگه مي گن :ااا ... باشه درست مي كنم ! اما تو .. بنا به دلايلي ...
همين ! مثلا بخاطر همين يه استاد معدلت مياد زير 17 خيلي هم زيرش فقط هم بخاطر همين ..بعد چون يه سري شرايط ديگه رو هم نداري حق هيچي ديگه رو هم نداري و عملا جز انسان هاي شريف محسوب نمي شوي!
بعد خيلي راحت ازت مي خوان فراموش كني،درستش هم همينه!اينا كه مهم نيست ....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 14:42 توسط علی |


چرا او مي گويد:
هرجا كه ميرويم اگر پول نديم هيچكي به حرف ما گوش نمي دهد.
گويا او راست مي گويد...

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 22:55 توسط علی |


چند روز پيش يه جا خوندم كه سرعت اينترنت رايگان توي كره جنوبي 500 برابر اينترنت پولي تو ايرانه..خوب چاره اي نيست بايد بسازيم ،از ما انتظار پيشرفت هم دارن!! بعد يكي يكي كابل هاي اينترنت تو خاور ميانه قطع شدن تا چهارميش كه تازگي ها تو خيلج فارس قطع شده همون جايي كه چند روز پيش يه خبرايي در مورد آمريكايي ها و درگيري واينا بود .. حالا قطع شده ، قطع كردن ، كي قطع كرده نمي دونم ...مهم اينه كه ما بدبختا كه داريم پول اينترنت پرسرعت مي ديم سرعتمون افت شديد كرده و با ADSLانتخاب واحدمون اول صبح كلي طول ميكشه!


+ نوشته شده در جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 12:27 توسط علی |


پروژه اي كه پازل شد ! حالا استاد بايد آنها را كنار هم بچيند!

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:23 توسط علی |


آدم بعضي وقت ها يه كارايي ميكنه كه خودشم معذب ميشه، امروز من معذب اينم كه زحمات يه نفر رو كه هيچ لازم نبوده به خاطر من به زحمت بيفته به باد دادم ، نه استاد نيست...
كم كم بازم دارم به اين نتيجه ميرسم كه كارام بازم نتيجه نداره ، هرچند وقت يه بار اينجوري ميشم... خسته شدم خيلي.. خيلي!

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 14:11 توسط علی |


عجب موجود مزخرفيه اين موبايل ...!
جداي از همه چيزهاي به دردنخور امكان جديديش كه اين روزا اضافه شده اينه كه صدامو واسه همه گرفته نشون ميده ، فك ميكنن خوشحال نشدم!
وعجب موجود مزخرفتريه اين بلاگفا!
اول كه اومدم فقط قصد پست خط اول و داشتم ولي بعدش يه اتفاقاتي افتاد!!

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 14:30 توسط علی |


از ديشب تا حالا تازه فهميدم كه بهم شوك روحي وارد شده، بالاخره وقتي يه امتحان آسون رو خراب ميكني بايد تقصير يه چيزي بندازي!

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 22:45 توسط علی |


مانده تا برف زمين آب شود،
مانده تا بسته شود اين همه نيلوفر وارونه چتر
ناتمام است درخت...


بقيه اش را اينجا بخوان
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 13:21 توسط علی |


امروز تو روزنامه نوشته بود كالابرگ هاي مرجله سيزدهم رو مي خوان بدن.. همون كوپن ها .. نمي دونم هر دفعه چرا اين قد از اين كوپن ها اضافي مياد نه كه بسوزه ها خيلي اضافي مي ياد از سوخته هاش هم بيشتر!! بالا خره هميشه از يه جايي ميشه خورد ، همه هم مي تونن بخورن ، كافي بعضي چيز ها رو نداشته باشن!

پ.ن1: امروز سر جلسه امتحان يكي نشسته بود جام پا نمي شد ..مي خواست با دوستاش تقلب كنه ولي جاي هركي مشخصه!
پ.ن2: در حد چرت بودن يك استاد ، در حد چرت بودن يك درس( تو پست قبلي) جزوش هم ماله خودشه ، از امتحان مدار منطقي و فيزيك 2 سخت تر بود.. خدايا اينا كجا استادي گرفتن؟
پ.ن3: اين روزها احساس مي كنم همه خوبن . نيست! زهي خيال باطل...بايد عوض كنم!!

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 23:10 توسط علی |

امان از اين درسهايي كه آپديت نيستند و ما مجبوريم اونا رو بخونيم، نوشته بود: كشور ايران 28 استان دارد و... اونم تو درس تنظيم خانواده!
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 22:36 توسط علی |


               خدا همه ما رو خيلي دوس داره....
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 21:22 توسط علی |

يه چيزي كه تو پريدخت شايد هيچكي به اون توجه نكرده شايد نقش اون نفر سومه باشه! اونجا چند تا نفرسوم هست اينجا هم شايد باشه !! نقش سومي مي تونه خوب باشه يا نباشه معني اين جمله منو مخاطب خاصي شايد بفهمه!!
ولي در كل عاليه يه موسيقي متن عالي و تيتراژ پاياني حرفه اي ، چشاشو ميگم!

ليلا حاتمي و کامبيز ديرباز

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 22:30 توسط علی |

آلزايمر درسي گرفتم!
هيچ كدوم ار خونده هام يادم نمياد! پس فردا امتحان مدار دارم امشب تازه رفتم كتابشو  خريدم فقط فردا ميشه درس خوند فك كنم!
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 21:35 توسط علی |