تبليغاتX
چشم شیدا

چشم شیدا

www.1itman.com

شیرینی

 

اینجوری شو ندیده بودم دیگه.. بابات بیاد به زور ازت شیرینی بگیره!  البته الان که فک میکنم می بینم  خودم باید عقلم می کشید.

+ نوشته شده در  2007/9/22ساعت 21:20  توسط علی  | 

هيچي و هيچكي!

روزي كه پر شد تا افطار،
ديگه كسي گير نميده بچه تو چرا خونه جمع نميشي، حالا ديگه همه  كار ميكنم. روزم مال مردم بود .. مردم ،نه ملت...تمام روز صبحي كه كار يه ملت  رو راه انداختيممممممم .نه انداختند. ما هم يه كاري كرديم.. ولي با حال بود .. ما هم داشتيم نقش ايفال مي كرديم....تلفن ها هم امروز مال  ملت بود ..  راه انداختن...امروز تاز ه بعد از ظهر هم معلوم شد كه  اونقدر يه بچه مي تونه با ارزش باشه كه ملت كارشون رو واسش 3-4 ساعت به تاخير بندازن.. فقط واسه ملت.. اصلان خسته نيستم.. بعد از ظهر برده  يكي ديگه.. بازم حال داد .. جاتون خالي... ملت تابلو هم ميان گير ميدن...
دانشجوي ITجديد هم ملاقات كرديم...يكي .. دوتا.. سه تا.. 10 تا .. نه بيشتر هفتاد و اندي.. تازه بازم تو راهند.. .. هشتادو ششي .. اك اك...
ملت دپرس... دلوم به حالشون سوخت... به بهترين نقطه دانشكده (اتاق مدير گروه) مي گفت: عجب دانشگاهي.. بقيه شو ببيني... دلوم به حالش سوخت... چون داشت دنبال استاد خوب ميگشت.. يه ترم اولي...  به قول آرتوش سوال تستي مي پرسيد...اون يكي دنبال سرويس دانشگاه بود...
بنده خدا فكر ميكرد ما آدم حسابي هستيم.... فردا كه دو روز بچه مدرسه اي بشي... يه گردي تو دانشگاه بزني مي فهمي  كه ما هيچي هستيم و هيچكي!
ملت ترسناك هم داشتيم ،ولي نترسيدم.
 دوست داشتم امروزه رو كه شده روزم قبول ميشد اما فك نمي كنم.
+ نوشته شده در  2007/9/20ساعت 21:34  توسط علی  | 

دوست داشتن و دل بستن؛


حكايت ديروزه،وقتي يه پيشنهاد عجيب در مورد پروژه ميدون شهدا داد مي شد مثه بقيه بهش نگاه كرد.اما بعد حرف زد 15 سال دبير آموزش و پرورش بوده  تا اين كه شغلشو ازش مي گيرن بعدش قاضي دادگاه ميشه و ميگفت چون با گردن كلفت ها در افتاده تبعيدش كردن به يه جاي دور.همسفر اتوبوس الان ديگه همه چيز داره ، دل خوش به زندگي،راضي از خدا،دل بستن رو فقط خاص خدا مي دونست. خيلي حرفها زد اما حرف آخرش اين بود كه دوست داشته باش اما دل نبند.
+ نوشته شده در  2007/9/16ساعت 10:32  توسط علی  | 

رمضان

 باز رمضان،باز سحر ،باز بوي خوش افطار،باز احساس عجيب وصف ناشدني، و باز  داستان هميشگي انتظار و منتظر...،باز سردي دم،باز گرمي بوسه،و باز تنها و با تو...و باز همه چيز و هيچ ...

 

+ نوشته شده در  2007/9/13ساعت 20:30  توسط علی  | 

خروس جنگي!


 اين بچه خيلي شر شده،اين بچه شير شده اما دم نداره، اين بچه خروس جنگي شده ،  همه به خون بچه تشنه شدن ، همه وقتي مي بيننش به  همديگه اشاره مي كنن.. اين بچه فلانيه... فلاني اينه...همه مي خوان خفش كنن  اما اين بچه تنهاست.. كسي از اين بچه  حمايت نمي كنه..حتي خودي ها هم ديگه تردش مي كنن.
اين بچه تقصيري نداشت.. خودشون خواستند.. اين بچه اومده بود حرف بزنه.. دلم به حالت مي سوزه بچه...ميگن بچه ها دروغ نميگن.. جرم اين بچه هم اينه كه حقيقت  رو گفته بود...اما بزرگترا طاقت شنيدن حرف حق رو ندارن... دلم به حالت مي سوزه بچه!
بچه دشمن زياد داره..بچه دلم به حالت مي سوزه چون كه طرف هات بچه كه نيستند قهر كنن و فردا دوباره بيان آشتي كنن...  هي بچه همه رو كينه اي كردي هي.!
بچه تو بايد بزرگ شي! هنوز خيلي مونده ،اما يه روز بزرگ مي شي...  كي گفته؟ از چي مي ترسوني بچه رو؟بچه بايد ياد بگيري كه با بزرگ تر از خودت در نيفتي... بچه بايد با دم شير بازي نكني بچه شير.. نه بچه نترس !
دلم به حالت نمي سوزه بچه ..چون تو بچه نيستي .. چون تو داري بزرگي ميشي.
بچه تقصير تو نيست كه بزرگترا نمي تونن حرف   راست رو باور كنن.! تو دنياي بزرگتر ها حرفي از صداقت.. صادق نيست...اما بچه تو اينو نبايد ياد بگيري.. بچه تو بايد كار خودتو بكني.. بچه من با تو هستم. بچه من هميشه در كنارت هستم.
بچه.. بچه.. من باتو ام بچه.
+ نوشته شده در  2007/9/6ساعت 13:42  توسط علی  | 

خدايا!

 

خدايا!
تو را سپاس ،تو را سپاس كه مرا به جاي رساندي كه قلم بدست گيرم،جسارت كنم و از تو بنويسم.
تو را سپاس،كه مرا بي نياز گرداندي، اما مرا نياز است به تو تمام.
خدايا!
مرا ببخش،هرگاه كه مشكلي كوچك يا بزرگ دارم يادي از تو ميكنم، تو را مي خوانم اندكي و از تو مي خواهم ياري و  تو با تمام فضل خود مرا ياري مي رساني،و هرگاه كه ندارم مشكلي تو را فراموش ميكنم،هميشه انتظار اينكه همه چيز به من دهي دارم اما از داده هايت تشكر نمي كنم،هرچند كه تو به تشكر  من نيازي نداري.
خدايا!
مرا ببخش اگر گاهي گفتم : چرا به من ندادي،خدا تو به من همه چيز داده اي،همه چيز من از توست.
خدايا،مرا از مرگ ترسي،اما نه از خود،عطاي صبر از تو.
خدايا،شايد اگر مشكلي نداشتم،شايد اگر مشكلم حل كني، تو را فراموش كنم،خدايا مرا كاري كن تا هميشه به ياد تو باشم.
خدايا!
خدايا كفر نمي گويم،آنقدر سيه دل شده ام كه تو مرا تنها بذاري و ياري ام نكني،نه من كفر نمي گويم در كنارم هستي هميشه.
خدايا!
خديا ،علي اكبر هيچ نخواست مگر خشنودي تو،هيچ نخواست جز بخشش تو،جز اينكه او را فراموش نكني،جز اينكه او جسارت مي كند و از تو باز خواسته دارد،خدايا او باز همه چيز از تو مي خواهد.
خدايا مرا احساسي عطا كن تا تو را از ته دل بگويم:دوستت دارم.

+ نوشته شده در  2007/8/26ساعت 12:0  توسط علی  | 

هدفون هاي Noise Cancelling

 


گوش دادن به موسيقي از طريق هدفون و در اماكن شلوغ و پر  سر و صدا براي گوش بسيار مضر است و كاربر نمي تواند از موسيقي لذت ببرد. براي رفع اين مشكل ،هدفون هاي برطرف كننده نويز به بازار ا مده اند. در اين نوع از هدفون ها ،يك ميكروفوندر كنار گوش نصب شده است كه صداي محيط را برداشته و براي پردازش به مدارهاي الكترونيكي خاصي مي فرستد.  صدا در اين نوع مدارها پردازش شده و با قطبيت معكوس درون فضاي محدود گوش وهدفون پخش مي شود.اگر فيزيكدان باشد مي دانيد كه اين پديده موجب تداخل  ويرانگر امواج شده و صداي محيط حذف مي شود.حال مي توانيد بدون بالا بردن صداي پلير و اسيب هاي تدريجي به گوش از موسيقي لذت برده ، يا در اماكن پر سرو صدا بخوابيد.
از معروف ترين هدفون هاي برطرف كننده نويز مي توان به مدل Hn 700 كريتيو اشاره كرد كه با قيمتي حدود 35000 تومان در ايران عرضه مي شود.
منبع:عصر ارتباط

+ نوشته شده در  2007/8/23ساعت 22:39  توسط علی  |