اي كاش همه انتظارها اينگونه بود!!!
بد نيست بخونين
هر انساني نسبت به شخص ديگري عشق و محبت و علاقه اي ابراز مي كند _مثلا عشق مادر به فرزند،عشق پدر به فرزند،عشق ميان يك زن و شوهر،عشق ميان دو دوست و ... _ . براي اين علاقه و محبت سطوحي را مي توان در نظر گرفت
تعلق خاطر..........عشق.............دوست داشتن
بگذاريد با ذكر يك مثال به توضيح اين مطلب بپردازم
فرض كنيد شما و شخص ديگري در يك درياي بزرگ گرفتار شده ايد و تنها يك قايق تك نفره وجود دارد .يك نفر از شما بايد در آب بپريد تا ديگري نجات يابد
اگر بين شما و شخص ديگر « تعلق خاطر »وجود داشته باشد،او را به آب مي اندازيد بدون هيچ گونه ناراحتي
حال اگر ميان شما « عشق » وجود داشته باشد،باز هم او را به آب مي اندازيد در حالي كه از غرق شدن او بسي ناراحت ايد و رنج مي بريد
و اما اگر ميان شما « دوست داشتن » وجود داشته باشد خود را به آب مي اندازيد وجان خود را براي نجات او فنا مي كنيد
اين عشق هاي دروغين ، ظاهري و كوچه و خياباني كه امروزه ميان نوجوانان و جوانان معمول شده، به واقع عشق نيست ،بلكه تعلق خاطر است كه اگر دو نفري كه اين احساس را نسبت به هم پيدا كردند براي فقط چند هفته يكديگر را نبينند به راحتي همديگر را فراموش خواهند كرد
اگر همين دو نفر براي مدتي با هم زير يك سقف زندگي كنند، تعلق خاطر ايجاد شده ميانشان به تدريج به عشق مبدّل مي شود. كم كم اين عشق ميان آنها قوت گرفته و به دوست داشتن تبديل مي گردد كه در اين مرحله از علاقه و دوستي ، هر يك از آنها حاضرند جان خود را براي هم به خطر بيندازند ، البته اين هم را بايد بگويم كه دوست داشتن به معناي واقعي كلمه ميان تعداد اندكي از زوج هاي جوان وجود دارد.
منبع: نا مشخص
اورژانس قلب
بخش قلب
سلام دوستان
من مي خوام از امروز در لابه لاي پست هام يه سري مسائل مربوط به اراده و روان و اينجور چيزها رو هم اينجا بذارم... حداقل چيز هايي كه خودم ياد ميگيرم .... اميدوارم كه كمك تون كنه ....در ضمن تو ارشيو موضوعي هم مي تونين تو قسمت" من پيروزم" دنبالشون كنين.
براي امروز:
*براي انجام كار هاتون بيش از يك روش بلد باشين.
*در برابر اين انديشه كه اول كارهاي كوچك را ساز ماندهي كنيد . مقاومت كنيد.
*شما هماني مي شويد كه تجسم مي كنيد.(جيم كتكارت)
*اگر كاري را شروع كنيد ذهن شما گرم مي شود و اگر ادامه دهيدكار به انجام مي رسد.(گوته)
وايسا دنيا من مي خوام پياده شم
خبرها رسيده كه بايد برده بشم .. البته پس از مدت ها انتظار...........
البته اين فراتر از خيال بود... اما خوب ..امكان پذير شد و من خوشحالم ميگن بايد از 25 اسفند حداقل تا4 فروردين بايد كت بسته در اختيارما باشي ما براي تو مي آييم و اژبراي تو ميمانيم تو از مايي وبراي مايي وما براي توييم پس با ما باش .
چي شد بيان احساس هم از كاراي سخته .. بگذريم .. ضد گلوله شدم .. شايد هم سوراخ سوراخ1200000*2..اما حرفه اي بود اصلا حس نكردم.. بي احساس....
وقتي ادم مطلب گير نمياره بنويسه همين ميشه ديگه.
.
.
.
۰.
.
.
....وقتی کسی ناامیدوارانه باورت نداره باید نبینیش؟
نمرديم و برفم ديديم..
امروز مي خواستم هر طور شده به اين مناسبت هم كه شده يه چيزي بنويسم. اما نوشتنم نمي امد.... خوب از چي بگم.
از اون اقايي كه امروز با ماشين شخصي اومده بود بيرون و مسافر كشي مي كرد. اما پول نمي گرفت......
يا از اوني كه با ماشين شخصي نيامده بود ....فك كنم بار اولش بود سوار اتوبوس شده بود. مي پرسيد: چند تا بليط بايد بده.... تازه اخرش كلي هم از اتوبوسراني تعريف كرد.
از اون اتو بوس بگم كه دير اومد...نه.
از قضيه فروش كد امار بگم....فكر خودم نبود اما بد فكري هم نبود(يكي ميگفت مشهدي بازيه).. خواستم يه خورده شوخي كنم اما اصلا فكرشو نمي كردم با اين همه استقبال مواجه بشم.
باور كردني نيست...
از لطف خدا هم بگم...ديدم كه اگه غم هم نده اگه رحمت هم بباره بازم يادش مي افتيم.
هنوز نفهميدم 20 تا زياده يا نه.

استاد رياضي دو استاد كوچولو....بعد سالها دوباره ياد دوران ابتدايي افتادم.....اينجور اساتيد هم مي خوان اداي استاد گنده هارو در بيارن وهم مي خوان اسم يه نفر و ياد بگيرن و هر جلسه بهش يه تذكري بدن.
بگذريم
با اينكه از همون اول نمي خواستم كد فيزيكمو تغيير بدم ولي خوب امروزرفتم تا ببينم كه اين گل پسر كيه كه واسه فيزيك آوردن...
بي خودي دلمونو خوش كرده بوديم اينم همچين تعريفي نبود...همون استاد خندون تازه كارمون بهتر از اين اخموهست...هيچ معلوم نبود چي ميگفت.نمي دونم فك كنم اينم بار اولشه كه داره درس ميده....شديم موش ازمايشگاهي....
باز منت خداي را كه دروس اصلي و تخصصي مون با ازاينا بهترون ارائه ميشه
استاد گسسته هم كه تا حالا با حالي شو ثابت كرده و فك كنم حالا حالا ها نياد.......چه مي دونم ميگن مهندس خوبيه.
بله ميگن چون كلاستون شلوغ شده كد جديد ارائه داديم ....بعد جناب اقاي آموزش كد و با يه دانشكده ديگه پر ميكنه...تجربه بالا... فيزيك ازمايشگاهي .. موش ازمايشگاهي...
|
Bu şehirde buldum buğday ellerini |
|
Bu şehirde sevdim badem dillerini |
|
Senle unuttum bütün ezberlerimi |
|
Pişman değilim ama göçtüm kederden |
|
Düşman değilim ama çöktüm erkenden |
|
Bir daha bu yolları aynı hevesle yürürmüyüm |
|
Kim bilir ne bekliyor kalırmıyım ölürmüyüm |
|
Ne malum dünya gözüyle bir daha görürmüyüm |
|
Tuhaf buluyorlar bu kaçak halimi |
|
Seninle doldurdum yasak ihlalimi |
|
Seninle kapattım aşk defterlerimi |
|
Pişman değilim ama göçtüm kederden |
|
Düşman değilim ama çöktüm erkenden |
|
Bir daha bu yolları aynı hevesle yürürmüyüm |
|
Kim bilir ne bekliyor kalırmıyım ölürmüyüm |
|
Ne malum dünya gözüyle bir daha görürmüyüm |
|
در این شهر پیدا کردم دست های گندم گونه ات را |
|
و در این شهر دوستدار زبان های زیبا و متفاوت شدم |
|
با تو تمام حفظیاتم را فراموش کردم |
|
پشیمان نیستم ولی از غمهایم کوچ کردم |
|
دشمن هم نیستم ولی از همان اول اضافی بودم |
|
آیا این راه ها را با همان ذوق و حوس میپیمایم؟ |
|
چه کسی میداند چه انتظار می کشد؟! در این دنیا می مانم یا می میرم؟ |
|
چه چیز معلوم است؟! آیا یک بار دیگر در چشم دنیا دیده می شوم؟ |
|
این حال فراری و شتاب زده ام را عجیب میدانند |
|
اما من با تو تمام کار هایی که نکرده بودم انجام دادم |
|
و با تو بستم دفترچه عشقم را |
|
پشیمان نیستم ولی از روزگار عقب ماندم |
|
دشمن هم نیستم ولی از همان اول اضافی بودم |
|
آیا یک بار دیگر این راه ها را با همان شوق می پیمایم؟ |
|
چه کسی میداند چه انتظار میکشد؟! آیا در این دنیا می مانم یا می میرم؟ |
|
چه معلوم است؟! آیا یک بار دیگر در چشم دنیا دیده می شوم؟ |